سكوت معنادار در برابر مطالبات معترضان لندن
سرويس بينالملل جهان – عليرضا كريمي: سه روز از آغاز
طغيان مردم لندن ميگذرد و اين طغيان اكنون به شهرهاي ديگر بريتانيا نيز
تسري يافته است. ظاهر امر آن است كه آغاز طغيانها ناشي از مرگ يك جوان ۲۹
ساله به دست پليس بوده اما كسي نه از ريشههاي آن ميپرسد و نه از مطالبات
مردمي كه سر به شورش گذاشتهاند!
رسانههاي غربي در حالي از طرح جدي اين سوال طفره ميروند كه تصاوير بيشماري از خشونتهاي عدهاي جوان و غارت مغازهها و فروشگاهها، به آتش كشيده شده خودروها و ... به نمايش ميگذارند و طبعا تصوير يك هوليگان را از معترضين لندني به نمايش ميگذارند.
يقينا ترديدي نيست كه آنچه در لندن رخ داده همچون غارت فروشگاههاي مايحتاج عمومي قابل تاييد نيست اما تاكنون ديده نشده است كه رسانههاي غربي و بالاخص انگليسي به جاي پرداختن به جزئيات وقايع، دست به واكاوي ريشههاي اين خشم و طغيان بزنند.

حمله به مغازهها و آتش زدن اتوبوسها كه طي سه روز گذشته در لندن رخ داده است، اگرچه با يك قتل كليد خورده است اما ريشههاي آن به مشكلات نسلي بازميگردد كه آيندهاي روشن را براي خود متصور نيست. در تونس نيز اگر چه خودسوزي "محمد بوعزيزي" انقلاب را آغاز كرد اما انقلاب ناشي از احساسات لحظهاي ناشي از يك خودكشي نبود، بلكه ناشي از سالها تحمل استبداد بود.

آنچه امروز نيز در انگليس رخ ميدهد تنها ناشي از يك حركت احساسي نميتواند باشد كه اگر بود همان شب اول به پايان ميرسيد. طبعا مطالبات جمعي فراواني پشت اين اعتراضات مخفي است كه نبايد از كنار آنها به سادگي گذشت و تنها به ابعاد حوادث توجه كرد.
نسلي كه نتواند آيندهاي روشن براي خود متصور شود، با مشكل بيكاري و سياست انقباض اقتصادي دولت آقاي كامرون روبرو شده باشد، از معنويت برخوردار نباشد و در عين حال خشونت پليس را نيز ببيند، طبعا سر به اعتراض برخواهد داشت. بررسي ريشههاي اين طغيان بر عهده جامعهشناسان انگليسي است و اميد است كه با گذر زمان و خروج از بعد احساسي قضيه، اين امر نيز مورد توجه قرار گيرد.
تنها سوالي كه بايد در اينجا از رسانههاي انگليسي پرسيد اين است كه آيا اگر اين وقايع در كشوري ديگر و بالاخص يك كشور مسلمان رخ داده بود، باز تنها به پخش صحنههاي غارت و آتش اكتفا ميكردند يا تحليلهاي آنچناني ارائه داده و آسمان و ريسمان به هم ميبافتند؟ اين عملكرد را چندي پيش و در جريان اعتراضات دانشجويي نيز از رسانههاي انگليسي شاهد بوديم.
رسانههاي غربي در حالي از طرح جدي اين سوال طفره ميروند كه تصاوير بيشماري از خشونتهاي عدهاي جوان و غارت مغازهها و فروشگاهها، به آتش كشيده شده خودروها و ... به نمايش ميگذارند و طبعا تصوير يك هوليگان را از معترضين لندني به نمايش ميگذارند.

يقينا ترديدي نيست كه آنچه در لندن رخ داده همچون غارت فروشگاههاي مايحتاج عمومي قابل تاييد نيست اما تاكنون ديده نشده است كه رسانههاي غربي و بالاخص انگليسي به جاي پرداختن به جزئيات وقايع، دست به واكاوي ريشههاي اين خشم و طغيان بزنند.

حمله به مغازهها و آتش زدن اتوبوسها كه طي سه روز گذشته در لندن رخ داده است، اگرچه با يك قتل كليد خورده است اما ريشههاي آن به مشكلات نسلي بازميگردد كه آيندهاي روشن را براي خود متصور نيست. در تونس نيز اگر چه خودسوزي "محمد بوعزيزي" انقلاب را آغاز كرد اما انقلاب ناشي از احساسات لحظهاي ناشي از يك خودكشي نبود، بلكه ناشي از سالها تحمل استبداد بود.

آنچه امروز نيز در انگليس رخ ميدهد تنها ناشي از يك حركت احساسي نميتواند باشد كه اگر بود همان شب اول به پايان ميرسيد. طبعا مطالبات جمعي فراواني پشت اين اعتراضات مخفي است كه نبايد از كنار آنها به سادگي گذشت و تنها به ابعاد حوادث توجه كرد.
نسلي كه نتواند آيندهاي روشن براي خود متصور شود، با مشكل بيكاري و سياست انقباض اقتصادي دولت آقاي كامرون روبرو شده باشد، از معنويت برخوردار نباشد و در عين حال خشونت پليس را نيز ببيند، طبعا سر به اعتراض برخواهد داشت. بررسي ريشههاي اين طغيان بر عهده جامعهشناسان انگليسي است و اميد است كه با گذر زمان و خروج از بعد احساسي قضيه، اين امر نيز مورد توجه قرار گيرد.
تنها سوالي كه بايد در اينجا از رسانههاي انگليسي پرسيد اين است كه آيا اگر اين وقايع در كشوري ديگر و بالاخص يك كشور مسلمان رخ داده بود، باز تنها به پخش صحنههاي غارت و آتش اكتفا ميكردند يا تحليلهاي آنچناني ارائه داده و آسمان و ريسمان به هم ميبافتند؟ اين عملكرد را چندي پيش و در جريان اعتراضات دانشجويي نيز از رسانههاي انگليسي شاهد بوديم.
+ نوشته شده در سه شنبه هجدهم مرداد ۱۳۹۰ ساعت 17:59 توسط علی
|