جمهوري
اسلامي ايران بيش از همه به دنبال اين است كه مردم قدرت مصر را به دست
گيرند و معادلات منطقه اي را به سمت امنيت دسته جمعي و وراي نفوذ كشورهاي
فرامنطقه اي پيش ببرند، اما در سطح داخلي مصر نيز فعاليت هايي در حال انجام
است كه ...
/رضا اشرفى
پایگاه
بصیرت :23 و 24 ماه مي اولين انتخابات رياست جمهوري مصر پس از سقوط حسني
مبارك در اين كشور برگزار مي شود كه به دلايل مختلف و با توجه به مسائل
داخلي و منطقه اي و حساسيتي كه كشورهاي غربي و فرامنطقه اي نسبت به
خاورميانه نشان مي دهند، اهميت ويژه اي دارد.بر اين اساس مي توان اين
انتخابات را در سه سطح مورد توجه قرار داد. انتخابات رياست جمهوري مصر از
منظر بين المللي و جهت گيري هاي كشورهاي فرامنطقه اي به خصوص براي آمريكا و
اروپا بسيار حساس و حتي سرنوشت ساز است. همزمان كشورهاي روسيه و چين نيز
به دقت آن را مورد نظر دارند و در مواقعي كه امكان بازيگري و تأثيرگذاري
براي آنها فراهم باشد، اقدام مي كنند.
مبارك يكي از مهم ترين مهره هاي آمريكا و همچنين متحدانش در منطقه
خاورميانه بود. حتي واشنگتن براي حفظ وي تلاش هاي لازم را انجام داد، اما
در مقابل خشم انقلابي ملت مصر دوام نياورد. بنابراين رأي به سقوط وي و
خروجش از عرصه قدرت داد. اين مسئله تأثير فراواني در جهت گيري هاي منطقه اي
آمريكا به خصوص در زمينه هايي همچون فلسطين، حماس، رژيم صهيونيستي و
همچنين شبكه سياسي كاخ سفيد در خاورميانه داشت. بر اين اساس، آمريكا همه
تلاش خود را براي كنترل و مديريت انقلاب مصر انجام داد. حضور شوراي نظامي
در عرصه قدرت و همچنين گستره فعاليت اخوان المسلمين در مصر از جمله آنها
است. اين فعاليت هاي پيدا و پنهان آمريكا كه سعي داشته انقلاب مصر را از
مسير اصلي خود خارج كند، در بسياري از مواقع خشم انقلابي مردم مصر را به
همراه داشته و باعث شده كه مردم حتي پس از سقوط مبارك ميدان التحرير را به
عنوان مركز انقلاب مصر خالي نكرده و در مواقع لزوم دوباره در اين ميدان
حضور بيابند.
در حال حاضر مقامات آمريكا به همراه متحدان غربي خود بيش از همه به
شوراي نظامي، گروه اخوان المسلمين، گروه سلفي و سپس به برخي از افراد و
شخصيت هاي نزديك به خود كه لزوماً كار حزبي انجام نمي دهند، اما مورد وثوق
آمريكا هستند، دل بسته اند. در اين بين چين و روسيه به اين دليل كه در دهه
هاي گذشته كمتر در مصر نفوذ داشته اند، كمتر مي توانند بر انتخابات آن
تأثير بگذارند. اين مسئله مي تواند آنها را هوشيار كند كه براي تأثيرگذاري
در آينده، ميزان نقش و رابطه خود را با مصر و ديگر كشورهاي منطقه افزايش
دهند.
سطح تحليل دوم در انتخابات مصر به منطقه باز مي گردد. جدا از گرايشات و
تمايلات بين المللي برخي از بازيگران منطقه نيز در انتخابات رياست جمهوري
تأثير فراواني دارند كه دلايل عمده آن به همجواري جغرافيايي، تأثيرگذاري
سياسي انتخابات مصر در كشورهاي همسايه عربي، نوع و ميزان نيازمندي هاي اين
كشورها به يكديگر، مسئله فلسطين و رژيم صهيونيستي و ... باز مي گردد. در
بين كشورهاي منطقه عربستان سعودي اگر چه علاقه مند است كه طيف سلفي در مصر
به قدرت برسد، به اين دليل كه آن را شاخه اي از ريشه هاي سياسي خود مي
داند، اما مطلع است كه اين گروه شانس چنداني در پيروزي انتخابات ندارد.
بنابراين در مرحله بعدي سعي دارد كه به اخوان المسلمين يا هر يك از شخصيت
هاي مطرح، اما غير حزبي مصر كه به رياض چراغ سبز نشان مي دهند، نزديك شود.
كشور كوچك قطر نيز همچون ديگر كشور محافظه كار و غربگراي منطقه يعني
اردن در همين مسير گام مي گذارد. در بين كشورهاي فعال منطقه، تركيه آنگونه
كه نشان داده علاقه مند است كه سيستمي سكولار بر روابط قدرت مصر و ديگر
كشورهاي منطقه حاكم باشد. مبناي فكري اين موضع اين است كه چنين سيستمي
مناسب تر و به الگوي آنكارا نزديك تر است كه البته با توجه به گرايشات
مذهبي كشورهاي منطقه و از جمله مصر، چنين مسيري چندان هموار نيست. تركيه در
غير اين صورت همان مسير آمريكا را به عنوان يكي از مهم ترين متحدان منطقه
اي دنبال خواهد كرد. اين سياست در تل آويو نيز ديده مي شود. اگر چه اين طيف
از بازيگران منطقه اي و بين المللي بيش از همه علاقه مند هستند كه نظامي
شبيه دوران مبارك در مصر حاكم شود، اما تداوم انقلاب مصر مي تواند از چنين
حركتي جلوگيري كند.
كشورهاي موردنظر با سيستمي شبيه دوران حسني مبارك آسان تر مي توانند با
آن وارد مذاكره و معامله شده و منافع را بين خود تقسيم كنند. البته اين
روش اشتباهي بزرگ است به اين دليل كه همين روش، انقلابي باور نكردني را در
مصر رقم زد. در اينكه ميان جمهوري اسلامي ايران با توجه به اينكه سعي دارد
از شيعه و سني سازي در تحولات منطقه پرهيز كند، بيش از همه به دنبال اين
است كه مردم قدرت مصر را به دست بگيرند و معادلات منطقه اي را به سمت امنيت
دسته جمعي و وراي نفوذ كشورهاي فرامنطقه اي پيش ببرند، اما در سطح داخلي
مصر نيز فعاليت هايي در حال انجام است كه مي تواند در دو زمينه مورد بررسي
قرار گيرد؛ ابتدا حزبي و گروهي و دوم فردي. در ميان احزاب و گروه هاي اخوان
المسلمين (خيرات شاطر)، سلفي ها (حازم ابواسماعيل)، شيعيان (محمد غنيم) و
همچنين طيف هاي متفاوت، غيرمذهبي و كوچك تري با انديشه هاي ملي گرايانه،
ليبرال و چپ گرا مشغول فعاليت هستند. در كنار اين گروه ها افرادي قرار
دارند كه لزوماً فعاليت حزبي ندارند، اما به دلايل زندگي سياسي شناخته شده
هستند كه در حوزه داخلي مي توان از عمر سليمان، معاون رئيس جمهور سابق مصر و
در حوزه خارجي مي توان از افرادي همچون، عمرو موسي، دبيركل سابق اتحاديه
عرب، نبيل العربي، دبيركل اتحاديه عرب و حتي محمد البرادعي كه گفته مي شود
از نامزدي رياست جمهوري مصر كناره گيري كرده و ... نام برد. در چنين وضعيتي
رقابت انتخاباتي بسيار حساس خواهد بود و اخوان المسلمين با نوع بازيگري
خاصي كه در پيش گرفته است، اگر بتواند با نظاميان به توافق برسد و از سوي
ديگر نظر كشورهاي فرامنطقه اي همچون آمريكا و منطقه اي همچون سعودي ها و
... را جلب كند، قادر خواهد بود كه به كرسي رياست جمهوري نزديك شود. البته
در اين ميان عمرو موسي به عنوان يك رقيب غيرحزبي مي تواند جايگاه انتخاباتي
اش را متزلزل كند. در هر صورت هر گروه يا فردي در مصر به پيروزي برسد به
دليل شرايط موجود مجبور است كه همزمان ملاحظات انقلابي مصر، شرايط منطقه اي
و همچنين كشورهاي بين المللي را در نظر بگيرد. اين مسئله باعث مي شود كه
اولين رئيس جمهور پس از مبارك نتواند چندان مستقل عمل كند.
به نقل از بصيرت دات اي آر
+ نوشته شده در پنجشنبه سی و یکم فروردین ۱۳۹۱ ساعت 13:52 توسط علی
|