| كار
مهم ايران در نشست استانبول2 كه شايد دستاورد گرانبهاي ناپيدا باشد اين
بود كه سياست غرب را از محور «فشار و مذاكره» به سياست ايران يعني «گفت وگو
و همكاري» تغيير داد و جليلي با بيان دو نكته نشان داد كه قصد دارد از دو
كارت طلايي... |
|
|
|
 |
 |
پایگاه
بصیرت/
اشاره:حدود يك دهه پيش، غربي ها به رهبري شيطان بزرگ، پس از اطلاع از
فعاليت هاي هسته اي ايران، آن را به چالشي بزرگ و بين المللي براي ايران
تبديل كردند و در ابتدا به گمان اينكه با يك هجمه سياسي تبليغاتي مي توانند
ايران را از ميدان به در و فعاليت هاي هسته اي را در همان ابتدا متوقف
كنند، تازش سنگيني عليه ايران آغاز كردند و ايران هم كه براساس قوانين بين
المللي فعاليت در عرصه هسته اي و استفاده از اين دانش نوين و بسيار باارزش
را حق مسلم خود مي دانست به اجبار استكباري آنها اعتنا نكرد و كارش را
ادامه داد. گردن ننهادن ايران به اين درخواست زورمدارانه فرايند طولاني و
پرفراز و نشيبي را پيش روي ايران و جبهه استكباري غرب قرار داد. با وجود
اين فراز و فرود كه حكايت هاي آن بخش مهم و حياتي تلاش ايران براي ارتقاي
دانش هسته اي اش را نشان مي دهد، ايران با تمام سختي ها و مشقت هاي آن كنار
آمد و جبهه استكبار را واداشت تا بدون آنكه بتواند كار چنداني انجام دهد،
در پي ايران بدود و ايران هم برنامه هايش را يكي پس از ديگري به اجرا مي
گذاشت. در چند مرحله نيز كه خوي مغرور و مستكبر غرب آنها را به اشتباه
راهبردي دچار كرد و آنجايي كه مي بايست با ايران به توافق مي رسيدند،
مستكبرانه از توافق سر باز زدند، ايران با هوشمندي از فرصتي كه اشتباه غربي
ها ايجاد كرد، استفاده كرد و چند گام بزرگ برداشت و بدين وسيله هزينه گفت
وگو و توافق را براي غربي ها بسيار افزايش داد تا در نهايت نشست استانبول
دوشنبه 26 فروردين 91 در تركيه برگزار شد. نوشتار حاضر به بررسي اين نشست
اختصاص دارد.
مقدمه:پس از چالش آفريني غرب براي فعاليت هاي صلح آميز هسته اي ايران،
تمايل به گفت وگو به يكي از سياست هاي اصلي ايران در موضوع هسته اي تبديل
شد. انتخاب اين اصل كه در سال هاي اخير بسيار پخته تر هم شد، بسيار
هوشمندانه بود و تقريباً توانست يكي از اركان مهم و قدرتمند تبليغاتي غرب
عليه ايران را فرو ريزد. سياست «آمادگي براي مذاكره و تلاش بيشتر براي
پيشرفت در امور هسته اي صلح آميز» بسيار موفق بود. اين سياست تا حد زيادي
دهان دشمن را براي جوسازي بسته و پاي ايران را براي پيشرفت باز گذاشته بود.
اعمال چنين سياست ظريف و زيركانه اي كه با استفاده از اشتباهات غرب همراه
بود، دشمنان ايران را دچار حيرت و سرگشتگي و بي عملي مفرط كرده بود. براساس
اين سياست بود كه حدود پانزده ماه پيش، سعيد جليلي مسئول گروه مذاكره
كننده هسته اي ايران در پايان نشست استانبول يك كه غربي ها با سرشت
استكباري شان آن را به شكست كشاندند و امروز از كرده خود كاملاً نادمند،
اعلام كرد: «ايران از همين امروز نيز آماده ادامه گفت وگوهاست.»
شايد اين عبارت زجرآورترين جمله اي بود كه آن روز غربي ها از هيئت
ايراني شنيدند. غربي ها و ايراني ها هر يك با ديدگاه هاي خود حدود پانزده
ماه انتظار كشيدند تا در «استانبول دو» دور يك ميز بنشينند و گفت وگو كنند.
در اين نشست هر يك از طرفين وضعيت خاصي داشت كه توجه و بررسي آن به درك
مسائل اين نشست و نتيجه آن كمك مي كند.
الف- وضعيت طرفين پيش از گفت وگوها
1- غرب
- نااميدي؛ گفت وگوهاي ده ساله غرب با ايران به غرب فهماند كه با روش
حاضر كه مدام در حال نوشدن و تكرار است نمي توان عزم و اراده ايران را شكست
و از اين منظر نبايد به اين نشست اميدوار بود. از اين رو غربي ها نااميد
از تغيير دادن مشي ايران و به اميد اينكه لحن نرم آنها كه به نظر تا حدي
كاملاً ظاهري بود، روزنه اي ايجاد كند به استانبول آمدند.
- جنگ رسانه اي و تعيين خط مشي؛ چندي پيش از اين نشست، رسانه هاي دشمن
فشار رواني شان را آغاز كردند و خواسته هاي غرب از ايران را در نشست بر اين
موارد متمركز كرده بودند: «توقف غني سازي 20 درصد»، «تعطيلي تأسيسات
فردو»، «خارج كردن ذخيره اورانيوم 20 درصد از ايران» و «افزايش نظارت و
بازرسي ها».
- فشار اوباما، ساركوزي و كلينتون؛ دو روز پيش از برگزاري نشست، اوباما
و ساركوزي در تماسي ويدئويي با هم درباره ايران گفت وگو كردند و دفتر
ساركوزي در اين باره نوشت: «هر دو رئيس جمهوري بر اين موضوع تأكيد كردند تا
زماني كه ايران به تعهدات بين المللي خود، مخصوصاً آنچه مربوط به قطعنامه
هاي شوراي امنيت سازمان ملل متحد درخصوص فعاليت هاي نظامي هسته اي اش است
جامه عمل نپوشد، اين كشورها فشارهاي بيشتري از طريق تحريم ها ايجاد خواهند
كرد.» هيلاري كلينتون نيز گفت: «ايراني ها براي اعلام صلح آميز بودن برنامه
هسته اي شان به فتواي رهبر خود عليه توليد سلاح هاي هسته اي اشاره مي
كنند. ما مي خواهيم اين موضوع را در عمل، در دست كشيدن آنها از فعاليت هاي
نظام هسته اي شان ببينيم.»
- آخرين فرصت؛ اوباما در يكي از صحبت هايش، گفت وگوهاي استانبول را
«آخرين فرصت» ايران دانست، پس از آن بود كه رسانه ها و برخي شخصيت ها از
اين عبارت تهديد آميز و عبارات مشابه آن عليه ايران زياد استفاده كردند تا
با ايجاد فضاي پديد آمده از تهديد و ترغيب مواضع اصولي ايران را نرم كنند.
- تظاهر به دلسوزي؛ شبكه بي بي سي با لحني به ظاهر دلسوزانه درباره
چالش هسته اي غرب با ايران در آستانه مذاكرات گفت: آيا اين سوال ايجاد
نخواهد شد كه وقتي آمريكا و غرب به نقطه اي رسيدند كه شعار ايرانيان مبني
بر «انرژي هسته اي حق مسلم ماست» در پيام باراك اوباما به آيت الله خامنه
اي پذيرفته شد، چرا بايد به گونه اي حركت كرد كه سناريوي جنگ و ويراني
تقويت شود؟!
2- ايران
ايران در حالي پا به مذاكرات استانبول گذاشت كه برخلاف طرف غربي داشته
هايش ساختگي و نمايشي نبود؛ بلكه بسيار واقعي، جدي و وزين بود و مقتدرانه
تفوقش را بر داشته هاي طرف غربي تحميل مي كرد. برخي از آنها عبارتند از:
- تحولات منطقه؛ رويكرد تحولات منطقه كه حدوداً از دو سال پيش آغاز شد،
غرب را به شدت نگران كرد، چراكه شباهت هاي ديني آن با انقلاب اسلامي ايران
را مشاهده مي كرد و تبليغاتي هم كه براي دگرگونه نشان دادن آن انجام داده،
تأثير جدي نداشته و درنهايت اين تحولات را به ضرر خود و به نفع ايران
ارزيابي كرده اند و در پشت صحنه تلاش گسترده اي را براي تغيير وضعيت به نفع
خودشان دارند.
- مظاهر قدرت و انسجام داخلي؛ مشاركت گسترده و باشكوه مردم در راه
پيمايي 22 بهمن سال گذشته كه به آن عظمت خاصي بخشيده بود و نيز پيوند
مشاركت پرشور و وجدانگيز در انتخابات نهمين دوره مجلس شوراي اسلامي به
حماسه 22 بهمن، قدرت و انسجام بي نظيري خلق كرد كه دشمن احساس كرد در وضع
موجود رويارويي آشكار و خصمانه با نمايندگان سياسي كه اين پشتوانه مردمي و
ملي را دارند راه به جايي نمي برد.
- ضعف مخالفان؛ بررسي حال و روز مخالفان داخلي نظام حاكي از آن است كه
آنها در ضعيف ترين وضعيت قرار دارند و حضور 56 درصدي مردم در انتخابات اين
موضوع را آشكارتر ساخت. وضعيت ضدانقلاب خارج از كشور هم بدتر از مخالفان
داخلي است؛ از اين رو در حال حاضر اين دو گروه نمي توانند ابزار فشار
كارآمدي باشند كه بتوان در مذاكرات به آنها تكيه داشت.
- شتاب در پيشرفت فناوري هسته اي؛ تلاش بي وقفه مديران و دانشمندان
هسته اي ايران و برداشتن گام هاي موفقيت يكي پس از ديگري كه آخرين آن قرار
گرفتن صفحه هاي سوخت در رآكتور هسته اي تهران بود، به عنوان واقعيتي عيني
وزن فني ايران را بسيار افزايش داد، با اين پيام روشن كه اين راه بدون درنگ
ادامه خواهد يافت.
- بي اثر بودن ترور و تهديد؛ دشمنان نظام گمان مي كردند تلفيقي از ترور
و تهديد مي تواند در كار ايران خلل ايجاد كند؛ اما زماني كه روحيه خانواده
هاي شهداي هسته اي، اساتيد و دانشجويان، واكنش مردم و مسئولان و تداوم
حركت هسته اي را با سرعت بيشتر ديد، متوجه شد اين برگ را نيز بي فايده
سوزانده و براي استفاده در گفت وگوها فاقد ارزش است.
- موفقيت اجراي طرح هدفمندي يارانه ها؛ عمل ارزشمند جراحي بزرگ اقتصادي
كه با اجراي طرح هدفمندي يارانه ها شروع شد، شمشير دو دمي به حساب مي آمد
كه دشمنان اميد داشتند دمي كه عليه نظام است فعال شود؛ اما با فعال شدن دمي
كه به نفع نظام بود يكي ديگر از نقاط اميد دشمن كور شد و در عوض به نقطه
قوت نظام تبديل گرديد.
طرفين با چنين وضعيتي كه نامتوازن و نامتقارن بود گفت وگوها را آغاز
كردند و به توافقاتي رسيدند.
ب- توافقات
1- جليلي؛ جليلي در پايان مذاكرات گفت: «آنچه امروز در گفت وگوها مطرح
شد تأكيد بر حقوق هسته اي ملت ما بر مبناي ان پي تي بود. فضاي گفت وگوها با
احترام به حقوق مصوب در ان پي تي بود كه اين گام مثبتي است. گفت وگوها
شكلي بود و وارد بحث هاي محتوايي نشديم.»
2- اشتون؛ اشتون نيز در پايان مذاكرات اعلام كرد: «ما به توافق رسيديم
كه معاهده عدم انتشار تسليحات هسته اي (ان پي تي) پايه اساسي براي آن چيزي
باشد كه به طور جدي مورد تعامل قرار بگيرد و اين اطمينان حاصل شود كه ايران
به تعهداتش براساس پيمان ان پي تي عمل مي كند و در همان حال به حق ايران
براي استفاده از انرژي صلح آميز هسته اي نيز احترام گذاشته مي شود.»
ج- بازتاب
1- تعريف و تمجيد؛ پس از برگزاري نشست، فضاي كلي ابتدايي دال بر مثبت
بودن مذاكرات و رضايت طرفين بود؛ اما به تدريج مسائل ديگري آشكار شد.
رويترز با تمجيد از ديپلماسي ايران در نشست نوشت: «نتايج نشست استانبول
ميان ايران و گروه 1+5 كه از نظر هر دو طرف مثبت بود، نمونه بارز است كه
چگونه ايران با استفاده از يك «ديپلماسي نامتقارن» مخالفان قدرتمند خود را
شگفت زده و آشفته كند. ايران ياد گرفته كه چگونه با ايجاد يك جو رواني به
نفع خود، رقباي خود را در مرحله حدس و گمان نگه دارد.»
2- ادامه عمليات رواني و لحن تهديد؛ يكي دو روز پس از مذاكرات، مجدداً
لحن غربي ها تند شد. براي نمونه اوباما گفت: «من به وضوح به ايراني ها و هم
پيمانان مان گفته ام كه زمان براي گفت وگوهاي ما در حال اتمام است. ما اين
گفت وگوها را براي مدت زمان طولاني و غير ضروري در يك روند طولاني و
تأخيري ادامه نمي دهيم.»
د- ارزيابي
در ارزيابي از اين نشست مي توان گفت؛ در مجموع موقعيت ايران،
هم برتر بود و هم نفع بيشتري از مذاكره برد. نظر انديشكده بروكلينگز در اين
باره نيز خواندني است كه نوشت: «ايران بدون ترديد پيروز مذاكرات 1+5 بود.»
اما نبايد فراموش كرد كه مذاكرات كلي و به گفته جليلي شكلي بود و وارد
مباحث محتوايي هم نشدند. علاوه بر اينكه جليلي به اين هم اشاره كرد كه
اختلاف داشتيم. بنابراين مي توان گفت طرف غربي نيازمندانه و با روي باز به
اين نشست آمد تا طرف ايراني را كاملاً ارزيابي كند و بسنجد و براساس آن خود
را براي نشست سرنوشت ساز بغداد آماده كند.
هـ- برگ طلايي ايران
كار مهم ايران در اين نشست كه شايد دستاورد گرانبهاي ناپيدا باشد اين
بود كه سياست غرب را از محور «فشار و مذاكره» به سياست ايران يعني «گفت وگو
و همكاري» تغيير داد و جليلي با بيان دو نكته نشان داد كه قصد دارد از دو
كارت طلايي در مذاكرات بغداد استفاده كند كه بايد براي اين دو كارت محتواي
متقن و مستدلي فراهم شود. آن دو كارت اين دو عبارت بود كه جليلي بر زبان
آورد: «بايد مذاكرات در شأن ملت ايران باشد و غرب بايد اعتمادسازي كند.»
اين دو كارت بنيان قوي براي مذاكرات آتي و پديداري وزن آن چيزي است كه براي
ايران قابل بحث و پذيرش است. غرب بايد اين دو نكته را خوب درك كند تا
مذاكرات متمايل به نتيجه برد : برد شود. ان شاءالله /على رئوفى |
|
به نقل از بصيرت دات آي آر