بر اساس برخي آمار، حدود يك چهارم نمايندگان مجلس نهم را مستقل ها تشكيل و چنانچه آنها انگيزه و رهبري قوي براي تشكيل فراكسيون را نداشته باشند و گرايش بيشتر آنها به پيوستن به گروه هاي حاضر در مجلس باشد مي توانند تركيب مجلس و وزن گروه هاي سياسي آن را تغيير دهند.
:برگزاري دور دوم انتخابات مجلس نهم چند نكته قابل توجه داشته و دارد:
1- حضور مردم؛ مدت ها پيش از برگزاري مرحله اول انتخابات در 12 اسفند 90 رسانه هاي بيگانه و ضدانقلاب هاي داخلي و خارجي براي تأثيرگذاري بر روند انتخابات و به ويژه ميزان مشاركت مردم، حجم مطالب و تبليغات شان را به شكل چشمگيري افزايش دادند. در چنين مواقعي كه هزينه ترين كار و پرسودترينش تحريم انتخابات است. محمل و ابزار اصلي تحريم رسانه است كه به وفور در خدمت نظام استكباري و ايادي آن است و به سبب تمركز و پيوستن به يك روند جاري به هزينه ويژه و سنگيني نياز ندارد در عوض چنانچه درباره كشوري مانند ايران اجرا شود و به نتيجه برسد منافعش براي تحريم كنندگان بسيار زياد است، زيرا مي توانند با چماق كاهش مشاركت و ضرباتي كه با آن بر نظام وارد مي كنند، لطمات زيادي به نظام بزنند و سبب مشكلات سختي شوند. درك صحيح و اشراف كامل و دقيق مردم ايران به هر آنچه كه به نوعي در ارتباط با انتخابات و سود و زيان آن بود، موجب شد تا مردم با حساسيت تمام مسائل انتخابات را تعقيب و در نتيجه يابي اعتنايي كامل به تبليغات دشمن و دقيقاً بر خلاف خواسته آنها عمل كنند و انتخابات باشكوه و كم نظيري را رقم بزنند. نمايش تمام عيار بصيرت مردم در دور اول باعث شد تا آنها بيش از اين آبروي نداشته خود را نبرند و ورود پر رنگي در انتخابات دور دوم نداشته باشند. آنها مي دانستند معمولاً در دور دوم بيشتر، كساني در انتخابات شركت مي كنند كه داراي التزام و احساس مسئوليت بيشتري هستند و بسيار كمتر تحت تأثير تبليغات معاندانه قرار مي گيرند، با اين حال بر حسب عادت و شدت كينه ورزي برخي از رسانه هاي بيگانه، شيطنت هاي بي حاصلي كردند، اما راه به جايي نبردند. در نهايت اين مردم بودند كه برخلاف تصور و تجربه اي كه از دور دوم انتخابات هاي گذشته وجود داشت، مشتاقانه تر و پرتعدادتر به پاي صندوق هاي رأي آمدند و بار به مقصد نرسيده را به محل استقرار رساندند.
2- بازتاب در رسانه هاي بيگانه؛ رسانه هاي بيگانه كه در دور اول انتخابات تمام تيرهاي شان به سنگ خورده بود و چندان مايل نبودند تا آن را براي بار ديگر در دور دوم انتخابات تجربه كنند؛ يا چشمان شان را بر روي انتخابات بستند و از آن گذشتند و يا اينكه به حضور پرشور مردم در پاي صندوق هاي رأي كه هميشه از اركان اصلي و موضوعات مهم انتخابات است، بي اعتنايي كردند و به مسائل بي اهميت و موارد اختلاف افكن پرداختند و در نهايت هم تلاش كردند تا انتخابات را سرد نشان دهند. راديو فردا در گزارشي، انتخابات را «يكي از كم رونق ترين انتخابات ادوار مجلس» ارزيابي كرد و مدعي عدم مشاركت مردم شد. سايت فارسي بي بي سي هم در تحليلي تلاش كرد آمار حاكي از ميزان مشاركت مردم را زيرسوال ببرد. دويچه وله نيز بحث انتخاباتي اش را بر وضعيت و رفتار دو گروه اصلي انتخابات يعني؛ جبهه اصولگرايان و جبهه پايداري انقلاب اسلامي متمركز كرد و نوشت: «جبهه متحد اصولگرايان و جبهه پايداري انقلاب اسلامي، دو جريان اصلي اصولگراي حاضر در انتخابات يكديگر را به بد اخلاقي، دروغگويي و انحراف از ارزش هاي انقلاب اسلامي متهم كردند.»
3- تركيب مجلس جديد؛ يكي از مباحث جدي و اساسي پس از تشكيل هر مجلس جديدي كه به دنبال انتخابات تشكيل مي شود، تركيب آن مجلس است درباره مجلس نهم مي توان گفت كه حدود نيمي از نمايندگان آن افراد جديد هستند.بررسي افراد جديد و افراد بازمانده از راه يافتن به مجلس به شناخت تغيير ذائقه رأي دهندگان و يا خروج نمايندگان حذف شده از مسير دلخواه رأي دهندگان، كمك درخوري مي كند كه نتيجه آن مي تواند مورد استفاده نمايندگان مجلس نهم قرار گيرد، به احتمال بسيار زياد، آن بخش از نمايندگان جديد مجلس كه منسوب به گروه هاي سياسي هستند با پيوستن به ديگر نمايندگان گروه متبوع در چارچوب ديدگاه ها و مواضع آن گروه عمل مي كنند، اما در اين ميان، نقش نمايندگان مستقل ويژه است و از آنجايي كه انجام كارهاي مهم در مجلس در رابطه با لوايح و طرح ها علاوه بر داشتن قدرت اثبات و دفاع به زمينه و يارگيري هم نيازمند است و امكان اينكه فردي هر چند قوي بتواند به تنهايي كاري را پيش ببرد، كم است. معمولاً نمايندگان مستقل، اين آمادگي را دارند كه به گروه هاي سياسي داراي سابقه و تشكيلات قدرتمند در مجلس بپيوندند و گروه هاي سياسي هم چه در داخل و چه در خارج مجلس مايلند و تلاش مي كنند كه آنها را به خود جلب كنند. بر اساس برخي آمار، حدود يك چهارم نمايندگان مجلس نهم را مستقل ها تشكيل و چنانچه آنها انگيزه و رهبري قوي براي تشكيل فراكسيون را نداشته باشند و گرايش بيشتر آنها به پيوستن به گروه هاي حاضر در مجلس باشد مي توانند تركيب مجلس و وزن گروه هاي سياسي آن را تغيير دهند. احتمالاً پس از تشكيل مجلس نهم در 7 خرداد، اولين رايزني هاي فشرده و ارزيابي ها مربوط به همين موضوع است و وضعيت آن در چند هفته اول مشخص مي شود.
4- وضعيت گروه هاي سياسي اصلي؛ برجسته ترين ويژگي مجلس نهم در بحث گروه هاي سياسي، شكل گيري جبهه پايداري و رقابت درون طيف اصولگرايان است. در آستانه برگزاري انتخابات دور اول مجلس نهم، عدم توافق اصولگرايان درباره برخي مسائل منجر به شكل گيري دونام، جبهه متحد اصولگرايان و جبهه پايداري شد و اين دو نام محورمباحث انتخاباتي شدند و در دور دوم، رقابت بين آن دو شديدتر از دور اول ادامه يافت. حال كه انتخابات پايان يافته و مردم از اين انتخابات سربلند بيرون آمدند و دشمنان نظام پس از آن همه تلاش و دغل بازي، طعم تلخ شكست را چشيدند، پرسش بسيار اساسي اين است كه آيا رقابت بين اين دو گروه ادامه مي يابد و جنس مباحث مجلس كه با تنوع ديدگاه ها و نظرات عجين است، رقابت آنها را بيشتر مي كند و به مرور فاصله آنها از يكديگر را نيز افزايش مي دهد يا اينكه آنها پيش از ورود به صحن مجلس، لباس رقابت و متعلقات آن را از تن به در مي كنند و با تقويت روحيه برادري و استعانت از خداوند براي انجام وظيفه خطير نمايندگي مردمي كه به عشق اسلام و داشتن ايراني سربلند مجوز ورود آتي به مجلس را صادر كردند، پا به مجلس مي گذارند؟ به نظر مي رسد با تشكيل مجلس نهم، دوره سرنوشت ساز، حساس و مهم حيات سياسي اصولگرايان به مفهوم كلي، نه يك و يا دو گروه سياسي، آغاز مي شود. اين دوره براي همه عرصه هاي نظام در داخل و خارج اهميت زيادي دارد و اين گروه هاي سياسي بايد خودشان را براي انجام كارهاي بزرگ و به يادماندني آماده كنند. مبادا با كشيده شدن برخي رفتار ناصواب دوران رقابت انتخاباتي به مجلس، وظايف اصلي و ارزش اين فرصت غنيمت فراموش شود و افراد و گروه هاي سرگرم امور اختلاف انگيز و بي فرجام گردند و مردم اسامي آنها را در فهرستي ثبت كنند كه تصميم دارند دور بعد آنها را حذف نمايند.
5- رابطه مجلس نهم و دولت؛ بررسي كارنامه روابط مجلس هشتم و دولت دهم بدون قضاوت درباره رفتار هر يك، رابطه اي نبود كه نياز امروز جمهوري اسلامي ايران را تأمين كند و فرصت ها را از دست ندهد و بر اطمينان و آرامش جامعه بيفزايد. يقيناً ادامه اين رفتار، پذيرفتني نيست و راه جلوگيري از ادامه آن، برخي تغييرات در مجلس جديد است كه به شكل قهري با تركيب مجلس نهم انجام مي شود و برخي تغييرات هم لازم است كه با بررسي و مطالعه دلسوزانه و همه جانبه امكان پذير مي شود. چنين بازنگري در عرصه دولت هم لازم است و احتمالاً تغييرات قهري در مجلس، زمينه بخشي از تغييرات را در دولت فراهم مي كند و بخشي هم باقي مي ماند كه دولت براي جلب نظر مجلس و بهبود روابط، دولت بايد آن را انجام دهد. به نظر مي رسد تشكيل مجلس نهم با 50 درصدي نمايندگان، فرصت بسياري مناسبي براي دولت و مجلس است تا بتوانند پرونده روابط مجلس هشتم با دولت نهم را ببندند و فصل جديد را براي خدمت به ملتي كه مشتاقانه منتظر دستاورد حماسه اش است و حق كامل هم دارد، آغاز كنند تا همگان خود را در توسعه و پيشرفت ايران اسلامي سهيم بدانند و اينگونه نشود كه مردم خود را در انجام وظيفه صادق و خالص و هميشه در صحنه بدانند كه همين طور هم است و كم كاري ها، اختلافات، سنگ اندازي ها و هدر دادن سرمايه ها و فرصت ها را متوجه كساني كنند كه امانت مردم را آنگونه كه بايد، پاس نداشتند. ركن اساسي ولي نعمت بودن مردم فراموش نشود تا كارها به سامان آيد. ان شاء الله
+ نوشته شده در دوشنبه هجدهم اردیبهشت ۱۳۹۱ ساعت 10:40 توسط سید علیرضا
|