چرا مصر به این حال و روز افتاد؟/ بزرگترین اشتباه محمد مرسی و اخوانالمسلمين
مرسي و اخوان در طول
يکسال گذشته اشکالات گستردهاي داشتند اما اگر بخواهيم اشتباهات و خطاهاي
آنان را در يک سطر بيان کنيم بايد بگوئيم اخوانيها سياست خود را بر مبناي
«ابهام»، «ترديد» و «تأخير» بنا کردند و در هيچ حوزهاي حرف صريح و قابل
قبولي نزدند.

مصر در شرايط حساسي قرار گرفته و روند برخورد حکومت فعلي با مخالفان به گونهاي است که راه حلهاي سياسي را به حاشيه برده و غيرقابل تحقق ميکند. طبعا در اين فضا نگاهها به نقطه سومي دوخته ميشود که اين روزها به درستي يا نادرستي و بطور واقع يا غيرواقع «بيطرف» جلوه مينمايد. با اين وصف ميتوان گفت مصر طي روزهاي آينده با وضعيتي کاملا جديد مواجه خواهد شد.
روند تحولات طي هفتههاي اخير به تشديد تنشها و شکافها
آنچه ميتوان با قاطعيت گفت اين است که مصر
در آستانه يک تحول بزرگ قرار دارد و ممکن است اين تحول مثبت و سازنده
نباشد و محصول آن روي کارآمدن يک دولت نظامي باشد که عنوان «موقت» داشته
ولي براي چندين سال عنان قدرت مصر را در اختيار بگيرد.
اظهارنظرهاي او که معمولا توأم با کنايه زدن به رقبا و يادآوري جايگاه قانوني خويش بود، آتش اختلاف را افروختهتر کرد و اين نشان داد که مرسي و جريان اخوانالمسلمين شرايط را درک نميکنند و برگههاي لازم را براي تغيير وضعيت در اختيار ندارند. اين در حالي است که عدم کاهش اعتراضات يک وجه اصلي مديريتي رئيسجمهور را برملا کرد: «ناتواني در اداره امور». وقتي هواداران مرسي هم متوجه ميشوند که او قادر نيست به عنوان رئيسجمهور شرايط را به نفع «رسيدن به راه حل» مديريت نمايد از اطراف او پراکنده ميشوند کما اينکه ابوالفتوح، سليم العوا و احزابي نظير الوسط طي ماههاي گذشته به صفوف مخالفان پيوسته و مرسي را با مشکلاتش تنها گذاشتند. مسلما در ميان تودههاي رايدهنده نيز اين بدگماني نسبت به تواناييها و صلاحيتهاي مرسي به وجود آمده است کما اينکه بعضي از خبرها بيانگر آن است که دستکم 15 ميليون نفر از شهروندان مصري برگه عدم کفايت مرسي را امضا و حکم به برکناري او دادهاند.
اخوانالمسلمين اساسا راه را اشتباهي رفته است. مصر پس از پيروزي نيازمند يک کميته هدايت انقلاب بود به گونهاي که رهبران گروههاي اصلي شرکتکننده در انقلاب بايد
مرسي و اخوانيها ميتوانستند بخش زيادي از
خواستههاي معترضين را شامل پذيرش لغو قانون اساسي جديد و موکول کردن زمان و
نحوه برگزاري انتخابات به توافق جامع دولت و گروههاي موافق و مخالف
بپذيرند و از اين طريق ضمن مهار مخالفتها، از تعداد مخالفين خياباني
بکاهند اما اخوان راه مخالفت را انتخاب کرد
مصر مرسي و اخوان متاسفانه از همان آغاز، راه را اشتباه رفت. در يک سال اول پس از پيروزي انقلاب، به جاي آن که رهبران گروههاي شرکتکننده در انقلاب نظم نوين را در دست داشته باشند، اداره امور مصر به دست فرمانده ارتش مبارک، «محمد حسين طنطاوي» قرار گرفت. اين فرماندهان ارتش بودند که پيشنويس قانون جديد را تهيه کردند و در حالي که فقط تغييرات اندکي نسبت به قانون اساسي قبل داشت، به تصويب رساندند. براساس اين قانون اساسي معيوب، انتخابات مجلس شعب مصر برگزار شد و اساسا معلوم نبود که ماموريت اين مجلس قانونگذاري است يا تهيه پيشنويس قانون اساسي جديد. از اين رو از همان ابتدا ميان رهبران احزاب پيروز- اخوانالمسلمين و گروههاي شبهسلفي- و شوراي عالي نظامي کشور درباره ماهيت و وظايف اين مجلس اختلاف نظر جدي وجود داشت و زماني که رهبران اخوان مهمترين ماموريت مجلس جديد را تدوين قانون اساسي دانسته و حدود 100 نفر از نمايندگان مجلس را مامور تدوين
کانديداي اخوانالمسلمين و سلفيها با رأي
بسيار شکنندهاي و با اختلاف حدود 400 هزار رأي به پيروزي رسيد اين در حالي
بود که اخوانيها قانون اساسي دوره مبارک و قانون اساسي تغيير يافته شوراي
عالي نظامي را قانوني نميدانستند! و اين سؤال را بيپاسخ ميگذاشتند که
چگونه از دل قانون نامشروع، رئيس جمهور مشروع بيرون ميآيد.
در اين فضا رئيس جمهور دست به اقداماتي از قبيل تغيير دادستان کل و اعضاي شوراي قانون اساسي ميزد بدون آنکه بگويد اين تغييرات را براساس کدام اصول قانوني و کدام قانون مشروع انجام ميدهد. مرسي در ادامه پيشنويس قانون اساسي گروه 100 نفره را به رأي گذاشت و موفق به «کسب رأي شکننده» شد. در واقع در اين همهپرسي حدود 25 درصد از واجدان شرايط رأي، به قانون اساسي جديد رأي دادند در حالي که جايگاه پرعظمت قانون اساسي به آراء اکثريت مطلق و حتي دو سوم آراء احتياج دارد! با اين حال اين سؤال حقوقي وجود داشت که مرسي با کدام قانون اين همهپرسي را برگزار کرده است.
مخالفان مرسي با تکيه بر رفتار غيرقانوني محمد مرسي و اخوانالمسلمين و با توجه به رأي شکننده اخوانالمسلمين به ميدان آمدند و مطالباتي را مطرح کردند که به مرور بر تعداد آنان افزوده ميشد و در نهايت، اين مطالبات به ابطال نتايج انتخابات رياست جمهوري و توقف روند برگزاري انتخابات مجلس شعب رسيد. با توجه به آنچه گذشت اخوانيها و مرسي بايد اين واقعيت را ميپذيرفتند که از پشتوانه قاطع مردمي و از جايگاه حقوقي مستحکمي برخوردار نيستند و راه توافق و گفتوگو با مخالفان را در پيش ميگرفتند اما اگرچه در فاصله شش ماه گذشته گفتگوهايي ميان طرفين شکل گرفت، توافقي به دست نيامد و اخوانيها
مصر مرسي و اخوان متاسفانه از همان آغاز،
راه را اشتباه رفت. در يک سال اول پس از پيروزي انقلاب، به جاي آن که
رهبران گروههاي شرکتکننده در انقلاب نظم نوين را در دست داشته باشند،
اداره امور مصر به دست فرمانده ارتش مبارک، «محمد حسين طنطاوي» قرار گرفت.
مرسي و اخوان در طول يکسال گذشته اشکالات گستردهاي داشتند اما اگر بخواهيم اشتباهات و خطاهاي آنان را در يک سطر بيان کنيم بايد بگوئيم اخوانيها سياست خود را بر مبناي «ابهام»، «ترديد» و «تأخير» بنا کردند و در هيچ حوزهاي حرف صريح و قابل قبولي نزدند. مواضع اخوانيها در حوزه اقتصاد اصولاً معلوم نبود و حال آنکه مرسي وعده داده بود که در 100 روز اول رياستجمهوري خود گامهاي مهمي در اين حوزه براي کاهش مشکلات اقتصادي مردم به خصوص در بخشهاي
وقتي هواداران مرسي هم متوجه ميشوند که او
قادر نيست به عنوان رئيسجمهور شرايط را به نفع «رسيدن به راه حل» مديريت
نمايد از اطراف او پراکنده ميشوند کما اينکه ابوالفتوح، سليم العوا و
احزابي نظير الوسط طي ماههاي گذشته به صفوف مخالفان پيوسته و مرسي را با
مشکلاتش تنها گذاشتند.
آنچه ميتوان با قاطعيت گفت اين است که مصر در آستانه يک تحول بزرگ قرار دارد و ممکن است اين تحول مثبت و سازنده نباشد و محصول آن روي کارآمدن يک دولت نظامي باشد که عنوان «موقت» داشته ولي براي چندين سال عنان قدرت مصر را در اختيار بگيرد. در عين حال در کنار اين نگراني، اين سؤال مهم وجود دارد که آيا مردم بزرگ مصر تا آنجا با هم اختلاف پيدا ميکنند و درگير ميشوند که بار ديگر به حکومت نظاميان وابسته به غرب تن دهند؟
به نقل از جهان نیوز
+ نوشته شده در پنجشنبه سیزدهم تیر ۱۳۹۲ ساعت 22:20 توسط علی
|