دلایل نیاز آمریکا به مذاکره با ایران
این روزها بحث گرم روزنامهها، رادیو، تلویزیون، رسانهها در ایران و سایر کشورهای جهان و حتی مردم کوچه و خیابان کشورمان پیرامون چگونگی سرنوشت رابطه ایران و آمریکا و پیامدهای ناشی از آن است. جالب توجه اینکه برخی افراد آنگونه که باید خردمندانه تحلیل نمیکنند، هیجانی سخن میرانند و نظرات کارشناسان را ناشیانه نقد میکنند بدون آنکه فرمایشات مقام معظم رهبری را که جهتدهنده سیاستهای اصلی نظام میباشد نصبالعین قرار دهند.
حال به فراخور آنچه باید و نیز به دلیل نیاز کلیه جوامع امروزی به ایجاد رابطه سالم با یکدیگر آنچه را که شاید از دیدگاه برخی کارشناسان محترم دور مانده باشد بیان میدارم تا شاید تاملی برانگیزد:
۱- سابقه طولانی رابطه ایران با روسیه نشان میدهد این همسایه شمالی هرگاه کوچکترین فرصتی یافته به دلیل موقعیت خاص جغرافیایی سعی در تسلط یافتن بر میهن ما داشته، حقوق حقه ما را نادیده انگاشته و خاک ما را مورد تعرض قرار داده است. در طی دوران دفاع مقدس با کمک به عراق علیالخصوص تقویت قوای موشکی قصد تضعیف و ضربهزدن به ما را داشت و نیز به دلیل علقه موجود در دل اکثریت قریب به اتفاق مردم جمهوریهای تازه استقلال یافته و به زور جدا شده از میهن اصلی خویش در طی ۲ قرن گذشته و منافع خاص دولت روسیه در این جمهوریها قدرت گرفتن ایران یک خطر بالقوه برای روسیه محسوب میگردد.ادامه…..
بیل کلینتون در کتاب زندگی(خاطرات) من دقیقا به همین مسئله اشاره مینماید و مینویسد: «روسیه نمیتواند وجود ایران قدرتمند و اتمی را تحمل نماید زیرا وجود منابع سرشار و استعدادهای بالقوه و علیالخصوص وطندوستی ایرانیانی که از سرزمین اصلی خویش جدا شدهاند همواره به عنوان یک کابوس برای رهبران روسیه مطرح بوده و روسیه میکوشد تا به انحای مختلف از رشد و توانمند شدن ایران جلوگیری به عمل آورد». بنابراین وجود یک ایران قدرتمند و آزاد کابوسی برای منافع آمریکا و روسیه محسوب میگردد و آمریکا با مقابله با ایران به روسیه خدمت نموده است.
2- محبوبیت روزافزون پوتین به همراه تفکرات جاهطلبانه او و نیز وجود رویای ابرقدرت شدن دوباره در نزد مردم روسیه زنگ خطر را برای رهبران آمریکا به صدا درآورده است. روسیه طی سالهای اخیر با اتخاذ راهبردهای عاقلانه رهبران خویش توانسته ذخایر ارزی بالغ بر هزار میلیارد دلار را کسب نماید و از یک کشور مستاصل و درمانده در زمان یلتسین به کشوری کلیدی در صحنه جهانی تبدیل شود. حمایت روسیه از رهبری سوریه توانسته محبوبیتی خاص در دل رهبران کشورهای وابسته منطقه پدیدار سازد زیرا ترکتازیهای آمریکا در عرصه جهانی و سرانجام حکمرانانی چون صدام حسین، معمر قذافی، بن علی، مبارک و… که پس از سالها خدمت به ارباب خود به دار آویخته شدند یا به تیغ جلادانش از میان رفتند یا آبرو باخته و دربه در اقالیم دیگر گشتهاند سبب شده تا نگاه اعراب منطقه و حتی مصر دوباره به سوی روسیه و رهبران آن معطوف گردد. یقینا رهبران کشورهای وابسته از دوستی با دولت ماکیاولیستی آمریکا و سرانجام خویش نگران شده و منتظر موقعیتی مناسب برای دراز کردن دست دوستی به سوی روسیه هستند، لذا این پیام، سران آمریکا را نگران ساخته و آنان متوجه شدهاند برای حفظ منافع خود در منطقه باید پایگاه محکمی را بیابند و چه کشوری بهتر از ایران که علاوه بر موقعیت خاص جغرافیایی و منابع سرشار، تفکرات جاهطلبانه و ددمنشانه حاکمان عربستان سعودی را ندارد؟
3- قدرت نظامی- اقتصادی چین چالشبرانگیز شده است. رشد و توسعه روزافزون چین سبب گردیده تا این تفکر کودکانه که چین یکی از همپایان آمریکا محسوب میگردد خام و کاملا بیاساس است که شاید این سرمایهگذاران آمریکایی باشند که چین را به این پایه رساندهاند و سرمایهگذاریهای آنها سبب توسعه روزافزون چین گشته و اگر سرمایههای خود را از چین خارج نمایند منجر به ورشکستگی چین میشود. آنها یک امر را نادیده گرفتهاند، محل این سرمایهگذاریها خاک کشور چین است و اعتبار جهانی کسب شده علیالخصوص ذخایر ارزی بالای یک هزار و پانصد میلیارد دلار به همراه قدرت نظامی و حق وتو در سازمان ملل متحد توان خاصی به این کشور بخشیده و اگر سرمایهگذاران از چین سرمایههای خویش را خارج کنند، این کشور به راحتی میتواند بدون کوچکترین نگرانی جایگاه خود را حفظ و از توان ایجاد شده بهرهبرداری نماید، رابطه اقتصادی چین با کشورهای حوزه خلیج فارس و دیگر کشورهای خاورمیانه و محبوبیت روزافزون چین علیالخصوص در ترکیه و نیز تفکر توسعهطلبانه چین سران آمریکا را نگران کرده است.
4- سردمداران عربستان سعودی با تفکر بدوی و هزینههای کلان تفکر سلفی و تکفیری را در جهان گسترش دادهاند اگرچه سالیان سال رهبران عربستان اینگونه نشان دادند که همپیمان چشم و گوش بسته آمریکا هستند اما تفکرات جاهطلبانه و چگونگی دخالت علنی در امور سایر کشورها سبب نگرانی رهبران آمریکا شده، زیرا رخنه روزافزون قدرت تفکر سلفی- تکفیری در آفریقا و سایر نقاط آسیا رویای تشکیل کشور اسلامی عراق و شام توسط القاعده که در نهایت موجودیت اسراییل را تهدید مینماید زنگ خطری است که رهبران آمریکا صدای آن را خیلی دیر شنیدهاند. انگلیسیها ضربالمثلی دارند «اگر کسی تصور نماید که بیشتر از همه میداند و بیشتر از همه میفهمد، یقین بدانید که ابلهترین فرد دنیاست» و این همان صفتی میشود که آمریکا بدان دست یافته زیرا مدت ۵۰ سال است که برای فرار از تورم ناشی از سیستم سرمایهداری غلط به راهحلهای موقت و جنگ افروزی در اقصی نقاط جهان بدون اندیشیدن به فرداهای دور روی آورده و بالطبع از یک امر غافل گردیده، افراد هیجانی غیر قابل پیشبینیاند و رهبران عربستان سعودی از این دستهاند.
افراد هیجانی موج ایجاد مینمایند بیآن که بیندیشند این موج بر سر راه خود چه ویرانیهایی ایجاد مینماید و چه بسا دامنه این موج ایجاد شده با توجه به بافت اقوام تشکیلدهنده ایالات متحده در آیندهای نه چندان دور سراسر آمریکا را فرا گیرد. زیرا بنا به گواهی تاریخ، انسانها در دوران رشد خود مدام در حال تغییرند و این تغییر همیشه به ترقی و تکامل نمیانجامد. چه بسا تغییراتی که سبب اضمحلال و از میان رفتن تمدنی شده است. (از این دست تغییرها در قرآن فراوان مثال آورده شده) حتی دانشمندان علوم تجربی میدانند، هر جهشی در سلولها سبب تکامل نمیگردد. سلولهای سرطانی نیز حاصل یک جهش نامطلوبند. بنابراین شرایط خاص اقلیمی و اقتصادی به همراه شبه تفکرات افراطی سبب میگردد که نسل بشر با معضلی عظیم مواجه گردیده باشد و آن تفکر سلفی است. آمریکاییها به این حقیقت رسیدهاند که تفکر سلفی از بمب اتمی ویرانگرتر و تهدیدکنندهتر است و برای مهار این قدرت دیوانهوار که ارزشی برای جان انسانها و سایر ادیان قایل نیست باید او را کوچک و کوچکتر نمایند. زیرا در مقابل مقابله مستقیم، همان گونه که در عراق و افغانستان نشان داد به قویتر شدن آنان منجر شد، بنابر این احتمال تقسیم کشور عربستان به دو تا سه کشور کوچکتر با نقشه خاص که در آن تقسیم منابع صورت پذیرفته باشد دور از ذهن نمینماید زیرا علیرغم سرسپردگی رهبران عربستان به آمریکا رویکرد جدید آنان به سوی روسیه پنهان نمانده و دخالت بیپروا در بحرین، عراق، افغانستان، سوریه و… به نام تبعیت از دولت آمریکا و در نهایت برای گسترش تفکر سلفی و به خدمت گرفتن مزدوران چچنی که جملگی از بیرحمترین افراد هستند و حتی استالین را مجبور به پذیرش خود مختاری خود کرده بودند، زنگ خطری است که منافع آمریکا را تهدید مینماید، بنابراین تقسیم آن منجر به سرسپردگی هر چه بیشتر رهبران جدید و سبقتجویی در عرض بندگی آنان است و جز این چارهای نیست. غولی را که خود ساختهاند تنها خود میتوانند مهار نمایند، زیرا اعراب تحمل حکومت و برتری دیگری نسبت به خود را ندارند، ابنخلدون در کتاب مقدمه جلد یک صفحه ۲۵۷ میگوید «اعراب تحمل حکومت یکدیگر را ندارند بدینسان که پسر تحمل حکومت پدر وبرادر تاب تحمل حکومت برادر را ندارد» و این مهمترین نقطه ضعف و امتیازی است که آمریکا میتواند از آن بهرهجویی نماید.
5- ایجاد امکانات بالقوه برای رشد ترکیه یک خطای فاحش دیگر بود. زیرا تفکر ناسیونالیستی در نزد هیچ یک از اقوام ساکن در کره زمین به اندازه ترکها قوی نیست، بنابراین همانگونه که در رفتارها و گفتارهای رهبران فعلی ترکیه مشهود است. سعی و تلاش برای احیای امپراطوری عثمانی و سروری و حکمرانی بر ملل مسلمان میباشد، بدون اینکه به کاستیهای خود بیندیشند. زیرا ترکیه در حال حاضر فاقد منابع و ثروت لازم برای محقق ساختن این تفکر است و تنها امیدوارند در آیندهای نه چندان دور با کسب قدرت لازم و تحت سلطه گرفتن کشورهای جدا شده از پیکره امپراطوری عثمانی در جنگ جهانی اول ثروت و قدرت لازم را به دست آورند. دخالت در سوریه و موضعگیری سران ترکیه علیه اسراییل برای کسب محبوبیت در نزد اعراب معضل دیگری را برای آمریکا فراهم آورده که چگونگی حمایت از مردم فلسطین در زمان محاصره غزه و ماجرای کشتی کمک به آنها نمایانگر تکفر آنان است.
6- کشور آمریکا با تجاوز و نادیده گرفتن حقوق بومیان ساکن در این قاره پهناور شکل گرفت و ترس از بومیان به صورت اضطراب از همان ابتدا در زندگی آنان جای باز کرد. آنان چون خود متجاوز بودند از حمله و انتقام جویی بومیان و نیز سلطه کشورهای استعمارگر در هراس بودند و این اضطراب بنیادی سبب گردید تا نسلهای آینده آنان و علیالخصوص نسل حاضر به انواع بیماریهای روانی علیالخصوص اختلال سلوک و شخصیت ضد اجتماعی مبتلا گردند. عدم امنیت زیستی پدیدار شده طی ۲ دهه اخیر سبب گردیده تا بیماریهای روانی از حد کنترل افراد خارج گردیده و به صورت گروگانگیری، افزایش میزان جرایم جنسی، تهدید جان شهروندان، کشتار در مدارس، فرودگاهها و… توسط افراد به ظاهر سالم ولی بیمار خود را نشان دهد، سران آمریکا و بیشتر از همه دمکراتها به تکاپو افتادهاند تا با ایجاد امنیت روانی و تامین درمان، آرامش را به زندگی روزمره مردم خویش بازگردانند و شاید بتوان گفت سران آمریکا با تمامی توان درصدد یافتن راهی به غیر از تجاوز و غارتگری برای گسترش و رواج آرامش، امنیت و رفاه برای مردم خویش برآمدهاند و آن ایجاد نظمی نوین در کره خاک میباشد. زیرا آمریکا ثروتمندترین کشور دنیا از نظر منابع زیرزمینی است.
7- مشکلات اقتصادی و اجتماعی ناشی از سیاستهای غلط به همراه کسر بودجه چندین صد تریلیون دلاری، نداشتن پشتوانه کافی، ترس از فروپاشی قدرت استعماری غرب به دلیل رشد بطئی روسیه و چین، نا امیدی عمومی مردم از شیوه رو به غروب حکومتهای کاپیتالیستی، نگاه نو به زندگی از طرف عموم مردم، ناتوانی در حل مسالمت آمیز بحران والاستریت و افزایش تفکر سوسیالیستی سبب گردیده تا اتاقهای فکر راهبردهای نوین را پیش روی سران آمریکا قرار دهند.
8- پی بردن به اشتباه فاحش خود یعنی معرفی کردن ایران و ایرانی غیور و غیرتمند و در همان حال آرامش طلب به عنوان عنصری تجاوزگر به جهانیان، ایجاد رعب و ترس کاذب، تبلیغات پوچ و غیر واقعی ایجاد محیطی اضطرابآور، بهره بردن از عناصر آنارشیست و خود فروخته در داخل و خارج ایران برای برهم زدن نظم موجود برای بهرهگیری هرچه بیشتر از آب گلآلود سرانجام منجر به آن گردیده تا پیام رهبر معظمانقلاب را با تمامی وجود و حتی بهتر از ما ایرانیان دریافته و به جای نرمشی قهرمانانه، گردشی شجاعانه اتخاذ نمایند و حال به دنبال آن هستند تا در عین ناچاری، سازشی آبرومندانه همراه با امتیازات خاص در مصالحه با ایران در جوی مساعد به دست آورند.
9- به یقین رهبران آمریکا و سایر سران غرب به این نتیجه رسیدهاند که وجود ایرانی قدرتمند و دارای توان هستهای محدود با توجه به هسته رهبری و حاکمیت جامع در منطقه به نفع آنان میباشد زیرا:
الف: ایران به دنبال تجاوز و گسترش نیست
ب: قدرتی مطمئن برای جلوگیری از تفکر سلفی – تکفیری عربستان و افکار احیای امپراطوری عثمانی توسط ترکیه محسوب میگردد.
ج: ایران بهترین گزینه برای جلوگیری از نفوذ روز افزون روسیه قدرتمند در طی دهه آینده و حفظ منافع آمریکا میباشد زیرا روسیه به دنبال کسب امتیازات و جایگاه جهانی جدید است و نیز همچنان به دنبال تفکر گسترش قدرت خود به سوی خلیجفارس و بلوکه کردن منابع عظیم نفتی منطقه میباشد بنابراین اگر ایران ضعیف گردد روسیه زودتر به اهداف خویش دست مییابد.
10- هشیار باشیم، علیرغم تمامی نیازهایی که غرب به ما دارد، هیچ یک از امتیازاتی را که در آینده بالاجبار به ایران خواهد داد، مفت و رایگان در اختیار ما قرار نخواهد داد و نیز در زمان دوستی تلاش خواهد نمود تا قدرت ایران اسلامی را محدود نگه دارد و از قدرتمند شدن ایران جلوگیری به عمل آورد زیرا علیرغم تمامی محدودیتها ایران قدرت بلامنازع منطقه خلیج فارس میباشد سران کشورهای عربی ساکن در حوزه خلیج فارس با اسراییل هم آوا شده و به دنبال سنگاندازی برای عدم دستیابی به توافق نهایی میباشند.
11- عزیزان مذاکره کننده بدانند در حال حاضر نیاز غرب و آمریکا بسیار بیشتر از نیاز ما به آنها میباشد، در صفحه شطرنج مذاکره به گونهای حرکت نمایید تا پات و یامات نشوید، درست است که تحریمها برای ما گران تمام شدهاند اما سبب بارورتر شدن استعدادها و عدم تحقق تفکرات مشئوم آنان گردید. مردم ایران به شما و مقام رهبری ایمان دارند یادمان باشد، غربیها و علیالخصوص آمریکاییها قابل اعتماد نیستند شما نماینده مردم ایران اسلامی هستید که طی این ۳۴ سال لطمات فراوانی از ناحیه آمریکا و غرب تحمل نموده، مبادا فردا گرفتار نفرین شهدای جنگ تحمیلی و سایر شهدا و علیالخصوص شهدای دانشمند اتمی بشویم، عجولانه عمل نکنید.
نویسنده : عباس سید کریمی/