در نگاه روسیه، شکل گیری بیداری اسلامی در منطقه و آغاز تحولات تونس و مصر، سرآغاز دگرگونی‌های سیاسی در منطقه شمال آفریقا و خاورمیانه بود که این دگرگونی ها می‌توانست شامل طیف وسیعی از تحولات ژئوپلیتیک و ژئواستراتژیک باشد و به‌کلی محیط منطقه را برای بازیگران متحول سازد.

به همین دلیل نیز روسیه در گذار از «غافلگیری»، «اختلاف‌نظر»، «عدم شفافیت» و «انفعال» که مشخصه‌های نخست سیاست خارجی این کشور در قبال تحولات خاورمیانه بود، به‌تدریج خود را با شرایط جدید وفق داد و از نظاره‌گری، به بازیگری فعال روی آورد .

در این راستا روسیه به تدوین سیاست نوینی پرداخته که طی آن سه رویکرد ژئوپلیتیکی، امنیتی و اقتصادی به‌طور همزمان دنبال می‌شود :

1 . رویکرد ژئوپلیتیکی: در رویکرد ژئوپلیتیکی، روسیه سعی می‌کند برای خود یک بلوک قدرت در خاورمیانه تشکیل دهد. با توجه به آنکه روس‌ها در پی نظم جهانی چندقطبی هستند، لذا کشورهای ایران، ترکیه و عربستان سعودی را در منطقه خاورمیانه با اهمیت تلقی می‌کند.

بر این اساس رویارویی با یک‌جانبه‌گرایی آمریکا و دستیابی به نقش بین‌المللی به‌عنوان قدرتی جهانی ازجمله مهم‌ترین اهداف ژئوپلیتیکی سیاست خارجی روسیه در منطقه غرب آسیا و شمال آفریقا محسوب می‌شوند.در این راستا از یک‌سو سیاست افزایش روابط خارجی با کشورهای معارض امریکا در منطقه (نظیر جمهوری اسلامی ایران، سوریه و...) پیگیری خواهد شد و از سوی دیگر برقراری رابطه‌ی نزدیک با کشورهایی که همیشه جزء شرکای آمریکا بوده‌اند (نظیر مصر، عربستان سعودی، اردن، قطر و...)، در دستور کار قرار خواهد گرفت.

2 . رویکرد امنیتی: در رویکرد امنیتی، روسیه نگران گسترش اسلام رادیکال در قفقاز شمالی و جمهوری‌های مسلمان‌نشین این منطقه است و خطر گسترش تروریسم، افراط‌گرایی مذهبی و حضور گروه‌های نظیر داعش می‌توانند به جدایی‌طلبی برخی از جمهوری‌ها و مناطق نظیر چچن دامن بزنند.

علاوه بر این، روسیه ازلحاظ امنیتی، به‌شدت نگران گسترش تسلیحات اتمی در منطقه خاورمیانه است و به همین دلیل نیز مسکو از طرق مختلف به مقابله با گسترش تندروی‌های اسلامی به‌ویژه وهابیت و سلفی گری می‌پردازد.

3 . رویکرد اقتصادی: در ابعاد اقتصادی، با توجه به اینکه روسیه یکی از صادرکنندگان نفت و گاز محسوب می‌شود، لذا ملاحظاتی درباره کشورهای منطقه خلیج‌فارس دارد و بعضاً آن‌ها را به‌عنوان رقیب خود می‌نگرد.

علاوه بر این روسیه در بسیاری از موارد به خاطر کنترل بازار و قیمت‌ها ناچار به همکاری و هماهنگی با بزرگ‌ترین تولیدکنندگان انرژی در منطقه می‌باشد. از سوی دیگر گسترش روابط اقتصادی با کشورهای خاورمیانه به‌خصوص در حوزه انرژی و صدور تسلیحات و جنگ‌افزار، نقش مهمی در رهیافت اقتصادی روسیه نسبت به خاورمیانه دارند.

در این راستا روسیه قصد دارد از کاهش نفوذ آمریکا در میان کشورهای جهان و افزایش قدرت اقتصادی خود استفاده کند و نقشی کلیدی در بخش‌های حساس اقتصاد کشورهای غرب آسیا و شمال آفریقا بر عهده گیرد.

با توجه به موارد فوق و همچنین دلایل افزایش حضور نظامی روسیه در سوریه، به‌احتمال‌زیاد این امر در آینده پیامدهایی در پی خواهد داشت که از آن جمله می‌توان به موارد زیر اشاره نمود:

1 . تغییر موازنه قوا به نفع دولت سوریه؛

2 . تضعیف گروه‌های تروریستی؛

3 . تضعیف احتمال اجرای طرح منطقه حائل و منطقه پروازممنوع؛

4 . ترغیب غرب به تغییر موضع در خصوص آینده سوریه و شخص بشار اسد؛

5 . افزایش روحیه نظامیان و مردم سوریه در مقابله با تروریست‌ها؛

6 . ترغیب مخالفان غیرمسلح برای مصالحه سیاسی با دولت؛

درمجموع نباید از یاد برد که روسیه هرگز از آرزوی احیای نفوذ خود در خاورمیانه دست نخواهد کشید. روسیه درصدد برقراری صلح در منطقه است و با توجه به آنکه ازنظر جغرافیایی به کشورهای خاورمیانه و حوزه خلیج‌فارس نزدیکی زیادی دارد، می‌تواند با افزایش همکاری‌ها، از یک‌سو منافع و امنیت ملی خود را تأمین نماید و از سوی دیگر به بازیگری قدرتمند و مؤثر در منطقه خاورمیانه مبدل گردد.

به‌خصوص که هم‌اینک در مقایسه با دوران جنگ سرد، روسیه می‌تواند در تقابل با پروژه‌ی خاورمیانه‌ بزرگ ناتو و ایالات‌متحده آمریکا، نقش متعادل‌كننده و سازنده‌ی بسیار مهمی را ایفاء نماید.